سيمينارى هشتادمين سالروز وفات ملا فيض محمد کاتب هزاره خاتمه يافت
آژانس خبرى پژواک ،٩سرطان
تمام آثار ملا فيض محمد کاتب هزاره که در مورد تاريخ نوشته شده چاپ و نژادنامه افغانستان که يکى از آثار ديگر وى مى باشد، جزء نصاب تعليمى وتحصيلى مکاتب وپوهنتون هاى کشور گردد.
اين مطلب جزء قطعنامه اى است که در سيمينار دو روزه ( آشنايى با ملافيص محمد کاتب پدر تاريخ معاصر افغانستان ) که روزقبل درپوهنتون تعليم وتربيه کابل آغاز و امروز٩سرطان خاتمه يافت ، صادر گرديد.
اين سيمينار از جانب وزارت تحصيلات عالى ، شوراى فرهنگى پوهنتون تعليم وتربيه کابل ، اکاد مى علوم افغانستان و پوهنتون خصوصى کاتب در کابل به مناسبت هشتادمين سالروز وفات کاتب به اشتراک حدوديکصد تن از استادان پوهنتون هاى کابل ، اعضاى اکادمى علوم و شوراى ملى کشور تدوير يافته بود.
به گفته استاد خليل الله جميلى مسوول شوراى فرهنگى واستادپوهنتون تعليم وتربيه کابل ، بازسازى مقبره کاتب، از جانب وزارت اطلاعات وفرهنگ ، مسمى ساختن يک محل ويايک ساختمان دولتى بنام کاتب و ترجمه آثار وى به ديگر زبان ها مواد ديگر قطعنامه يادشده مى باشد.
به گفته وى ،ملا فيض محمد کاتب هزاره در سال ١٢٧۹ هـ ق دردهکده بنام ( زردسنگ) قره باغ غزنی به دنيا آمد و در سال ١٣٤۹ هـ.ق در کابل جهان فانی را وداع گفت.
به گفته موصوف ،کاتب در بالاى جوى چنداول شهر کابل به خاک سپرده شد.
به اساس معلومات وى ،کاتب در حدود هفتاد سال زيست ، آثار زياد و گرانبها نوشت و آثار چاپ ناشده او به خط زيبای نستعليقش در کتابخانه های داخل و خارج افغانستان موجود است.
به اساس معلومات موصوف ، تحفه الحبيب درسه جلد، سراج التواريخ درپنج جلد ، فيضی از فيوضات، تاريخ حکمای متقدمين از هبوط آدم تا بعثت حضرت عيسی ، نژاد نامه افغانستان و تذکره الانقلاب از آثار مشهورکاتب مى باشد.
به گفته وى ، ٣جلد سراج التواريخ کاتب درآن زمان چاپ ،جلدچهارم اش از چاپ بازماند وجلد پنجم اش مفقود مى باشد.
به گفته موصوف ، قرار اظهارات وصحبت های ورثه کاتب هزاره نوشته شده که او در ماه عقرب سال ١٣٥٨ شمسی به تعداد -٩ کتاب ورساله و ٧١ شماره سند از آثار و يادداشتهای پدرش را تحت نظر يک هيات دولتی پنج نفری به رياست آرشيف ملی فروخته است.
موصوف مى گويدکه تذکره الانقلاب وقسمت باقى مانده جلد سوم سراج التواريخ که شامل پنجسال حوادث اخير دوران امارت امير عبدالرحمن مى شود ،شامل اين کتاب ها مى باشد
محمدکريم خليلى معاون دوم رياست جمهورى کشور نيز ، در اولين روز اين سيمينار از وزارت اطلاعات و فرهنگ کشورخواست که آثار کاتب را جمع آورى و چاپ نمايد.
به گفته جميلى ، کاتب برعلاوه نويسندگى خطاط چيره دست وقتش نيز بود که به نوشتن خطوط ثلث ،نسخ ، نستعليق و شکسته مهارت داشت .
منبع مى افزايد که علامه کاتب هزاره يکی ازمورخان توانمند کشور است که رويدادهای دو سده گذشته ( ١١٦٠- ١٣٤٧ قمرى) کشور را به نگارش درآورده است.
به گفته جميلى ،علامه کاتب در رشته هاى حکمت ،کلام ،تاريخ ،ادبيات عرب ،فقه ،اصول ،منطق ،نجوم ،جغرافيه و غيره مهارت داشت .
به اساس معلومات منبع ، کاتب تحصيلات اوليه را در زادگاه خويش (دهکده ای به نام زرد سنگ ولسوالی قره باغ غزنى فراگرفته سپس راهی نجف اشرف درعراق گرديد، چندی در آن مرکز علمی به تحصيل پرداخته و مدتی در هند آنوقت، در شهرهای لاهور و پشاور مشغول تحصيل شد و نيز مدت کوتاهی در قندهار نزد علمای اهل سنت تحصيل نموده ، اما بيشتر معلومات او در سايه مطالعات دوام داری است که در کتابخانه های عراق، ايران، هند و افغانستان انجام داده است.
موصوف علاوه کرد که کاتب به زبان هاى عربى ،انگليسى ،اردو و پشتو آشنايى داشت .
در سيمينار يادشده، شمارى از اشتراک کنندگان مقالات خويش را در مورد کاتب به خوانش گرفتند که به گفته جميلى، چاپ خواهد شد.
حاجى محمدمحقق عضو ولسى جرگه در دومين روز اين سيمينار درمورد شخصيت وآثارکاتب سخن گفت و خاطر نشان ساخت که بايد دولت درقسمت چاپ آثار کاتب، توجه نمايد و آنرا دردسترس نسل جوان در پوهنتون ها قرار دهد.
به اساس معلومات جميلى بتاريخ ١١سرطان، همچو يک سيمينار در ولايت باميان نيز برگزار مى شود.
وى گفت که مواد قطعنامه هاى هر دو سيمينار توحيد و براى عملى شدن به ارگانهاى ذيربط حکومتى سپرده میشود.
منبع: آژانس خبری پژواک
با خریدن این نسخه دوره چهار جلدی نسخه های خطی کتاب سراج التواریخ که به خط خود "ملا فیص محمد کاتب هزاره" نوشته شده در آرشیو ملی افغانستان تکمیل شده است.
حلیم تنویر پژوهشگر تاریخ و سرپرست آرشیو ملی افغانستان در گفتگویی با بی بی سی گفت نسخه خطی جلد چهارم این کتاب را دولت افغانستان از یک کتابخانه خصوصی به قیمت ۲۵ هزار دلار خریده است.
آقای تنویر گفت موضوع خریداری این نسخه از سال گذشته مورد بحث مقامات دولت افغانستان بوده و اخیراً با تایید ریاست جمهوری، پارلمان و مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ، این کتاب خریداری شده است.
جلد چهارم این کتاب، به خط نستعلیق فیض محمد کاتب است و شامل ۱۴۶۷ صفحه به قطع ۲۰ در ۱۷ سانتی متر می شود.
مطابق نوشته خود نویسنده در صفحه آخر کتاب، این بخش سراج التواریخ در ششم حوت (اسفند) سال ۱۳۰۴ خورشیدی به پایان رسیده است.
این جلد کتاب سراج التواریخ، که پس از مرگ حبیب الله خان نوشته شده، حوادث دوره سلطنت او را از ۱۳۱۹ تا ۱۳۳۷ هجری قمری در بر دارد.
توقیف؟
|
یاس؟
|
فیض محمد کاتب که خود در دربار حبیب الله خان به دقت ناظر تحولات بوده بسیاری از مسایل پشت پرده را در این کتاب نوشته که در کتاب های دیگر نیامده است.
بنا بر این مقدمه نویسنده حمایت هاشم شایق، معاون اداره دارالتالیف دولت امانی را هم با خود داشته است.
با وجود این کاتب در مقدمه جلد چهارم این کتاب ابراز امیدواری کرده است که کتاب او دیگر "توقیف" نشود و نویسنده دچار "یاس" و از حقوق خود "محروم" نشود.
اشاره نویسنده ظاهراً به سرنوشت نسخه چاپ شده جلدهای اول تا سوم کتاب سراج التواریخ است که به دستور امیر حبیب الله خان در چاپخانه سلطنتی مصادره و از بین برده شد.
اما این کتاب در زمان سلطنت امان الله خان هم -با وجود این که آزادی های بیشتری به میان آمد و شاه شخصاً از این آزادی ها حمایت می کرد - به چاپ نرسید.
حلیم تنویر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ افغانستان، در این مورد می گوید: "حتی امان الله خان نمی خواست صدای مخالفانش چاپ شود و نظریات شان چاپ شود؛ او دیگر ضرورت به این نداشت که تمام حوادث دوره امیرحبیب الله خان چاپ شود."
جلد سوم
بر اساس نسخه موجود جلد چهارم این کتاب نویسنده ۱۳۷ صفحه مطالب مربوط به جلد سوم را نیز در آغاز جلد چهارم آورده که تاریخ پایان این قسمت ۱۳۰۳ خورشیدی است.
ظاهراً این قسمت جلد سوم سراج التواریخ که سانسور نشده و حوادث سالهای اخیر سلطنت عبدالرحمان خان را در بر دارد، در نسخه چاپی جلد سوم این کتاب نیامده است.
جلد سوم سراج التواریخ مانند جلدهای نخست و دوم آن به دستور حبیب الله خان نوشته شد و او شخصاً نظارت بر کار نوشتن آن را به دوش گرفت و به گفته خود او در مقدمه جلد اول این کتاب، آن را " شخصاً حک و اصلاح" کرده و دستور چاپ داده است.
سانسور
|
نظارت امیر
|
مولوی عبدالروف، به عنوان "منشی حضور" شاه متن فارسی این کتاب را نظارت کرده و شخصی به نام عبداللطیف مدرس، که مورد اعتماد امیر بوده جملات عربی کتاب را بررسی کرده است.
آنان بیشتر مانند ویراستاران "صحت الفاظ، عبارات، مضامین و معانی" جزوه های سراج التواریخ را بررسی و در پای آنها امضا کرده اند.
بر اساس نسخه های خطی موجود سراج التواریخ امیر حبیب الله خان شخصاً این جزوه ها را پس از بررسی این دو ویراستار، شبانه بررسی و امضا کرده و دستور چاپ آنها را داده است.
امیر و دو ویراستار سراج التواریخ در برخی از جملات تغییراتی را وارد کرده اند. در برخی جملات دیگر عبارتهایی را حذف کرده یا افزوده اند؛ اما تغییرات کلی نیاورده اند.
اما گاهی این بررسی به مرزهای دشوار و حساسی می رسیده است. امیر در آغاز جلد سوم نوشته است: "صفحه نهم را فیض محمد کاتب جواب بگوید بعد دستخط کرده خواهد شد."
کاتب در زیر آن پاسخ داده است که موضوع را از یکی از فرمان های ثبت شده شاه نقل کرده و به علاوه آن یادآوری کرده است که برای اطمینان بیشتر موضوع از عبدالرحیم خان "تحویل دار دفاتر و کتب ثبت احکام پادشاهی" پرسیده شود.
نسخه ای دیگر
|
جواب کاتب
|
یک نسخه دیگر هم از جلد سوم سراج التواریخ به خط خود کاتب در آرشیو ملی افغانستان وجود دارد که ظاهراً از نظر امیر و منشیان او نگذشته است.
این نسخه با نسخه تصحیح شده در برخی موارد تفاوت دارد. در صفحه داخلی پشتی این نسخه کسی با قلم خودنویس نوشته که ممکن است این نسخه "مسوده اصلی" جلد سوم کتاب پیش از سانسور باشد.
این نسخه جلد سوم در ۵۰۲ برگ و به خط ریز نوشته شده است.
نویسنده در جلد سوم این کتاب حوادث، لشکرکشی ها و قتل عام های دوره حاکمیت عبدالرحمان خان را به صورت زیرکانه ای شرح داده است.
بسیاری از گزارشهای مفصلی که در این کتاب از وقایع سلطنت عبدالرحمان آمده است در کتابهای دیگر نیامده است.
جلد اول و دوم
نسخه خطی جلدهای اول و دوم سراج التواریخ مانند نسخه چاپ شده آن در یک مجلد است.
جلد اول این کتاب تاریخ افغانستان را در دوره حاکمیت خانواده سدوزایی از آغاز بنیانگذاری سلطنت آنان در ۱۱۶۰ ق. تا پایان آن در ۱۲۵۸ ق. در بر دارد.
جلد دوم این کتاب به شرح تاریخ افغانستان در زمان حاکمیت خاندان محمد زایی ها از ۱۲۵۹ تا ۱۲۹۷ قمری اختصاص یافته است.
چاپ کتاب
![]() | |
| مطابق نوشته خود نویسنده در صفحه آخر کتاب، این بخش سراج التواریخ در ششم حوت (اسفند) سال ۱۳۰۴ خورشیدی به پایان رسیده است |
دین محمد مبارز راشدی معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در این مورد به بی بی سی گفت: "وزارت کوشش می کند که زمینه چاپ آن را فراهم بسازد. ما زمینه های چاپ آن را بررسی می کنیم و امیداواریم که بتوانیم آن را چاپ بکنیم و در دسترس مردم قرار بدهیم."
حلیم تنویر، سرپرست آرشیو ملی تاکید می کند که یک کمیسیون بی طرف و کارشناس باید این کتاب را آماده چاپ کند.
با این حال به نظر نمی رسد این کتاب که شامل چهار جلد قطور می شود و ناشناخته ترین زاویه های تاریخ معاصر افغانستان را شرح می دهد به زودی به چاپ برسد.
برگرفته از وبسایت بی بی سی: لینک اصلی
٢٠٠٨ م /٠١/ لمر احسان ١٣
فيض محمد کاتب
« بيهقی ثا نی، مورخ شهير افغان »
ازد يا ر ابر مرد سخن، شاعر و فيلسوف سترگ حضرت حکيم سنائی غزنوی ( رحمة الله عليه ) فرزا نه
مرد د يگری و درخا نوا دۀ سعيد محمد خان متولد ميشود که ويرا فيض محمد نا م گذ ا شتند ( ١٢٥٠ ش
١٨٧١ م ).
ملا فيض محمد کاتب ا زسرد مدا ران فرهنگ سرزمين مان و از پيشگامان تا ريخ نويسی را ستين درسدۀ پسين »
است. او از ميان چنا ن مردم فرود ست و ستمکشی برخا ست که شمار فرا وانی از تبا رش، سرهای شان را به
کله منارهای امير خود کامه بخشيده بودند تا عطش سيری ناپذ ير اميرمستبد را در خونريزی و
انتقا مجويی فرونشا نده با شند.
در بحبوحۀ هما ن سالهايی که سکونتگاه طا يفه محمد خوا جه رخ به ويرا نی نها ده بود، خا نوا ده ها ی با زما نده،
از روستای زرد سنگ راه ناورغزنين را در پيش گرفتند و فيض محمد کوچک نيز با پدر که از زندان رها
١ «. شده بود، به همين سرزمين کوچيد
دا نش و قلم فيض محمد کا تب نما يانگر اينست که او در يک محيط فضل و ادب و معارف رشد يا
فته بود چنا نچه:
به منشی ضرورت دا شتم، سا لها در پی منشی گشتم » : " ا ميرعبدالرحمن خان درتاج التوا ريخ می نويسد
ا ين گفتۀ کوتاه از توطئه سياهی پرده برداری ميکند. ما درا ين جمله «. سر انجام فقط چهار تن باسواد يا فتم
سا ده می بينيم که دولتهای دست نشانده چطور و چگونه روشنفکران و با سوا دان کشور را سر به نيست
کردند." ٢
کا تب در سی و يک سا لگی يعنی ( ١٢٨١ ش ١٩٠٢ م ) از جانب امير حبيب الله خان موظف به تا ريخ
نگاری ميگردد، اين خود استعدا د، نبوغ و دانش او را درعلوم ا جتماعی و تا ريخ نويسی ثابت مينما
يد که امير اين مسؤوليت بزرگ را بوی سپرد.
تحفتة » ٢ - کا تب اين نويسنده سترگ و مورخ شهيرو بينظير کشور کتاب ضخيمی در دو جلد بنام
شا مل وقايع دوره سلطنت احمد شاه بابا ( ١٧٤٢ م) الی ختم دوره يعقوب خان و هم جنگ د وم « الحبيب
افغا ن ا نگليس ( ١٨٧٩ م ) در ٨٨٥ صفحه با خط نستعليق زيبا در ظرف تقريبا دو سال نوشت که مآ
خذ وی را درين مجموعه رجال کهن سال آن عصر چون سردار محمد يوسف پسر اميردوست محمد
خان، قاضی القضات سعد الد ين خان، منشی محمد يعقوب خان، مرزا مومن خان منشی وزير محمد
اکبرخان و شخص اميرحبيب الله تشکيل ميداد که ديد نيها و شنيدنی های شانرا اظهار نمود ند يا در
حواشیکتاب حک می نمو دند،" به اين نهج فيض محمد کاتب که از قشر عا مه بود و به دربار راه يا
فته بود، طبعاً درنظر داشت که درلف کلام خود احوال ستمديدگان راتمثيل نمايد و وجدان طبقاتی خود را
سراج » تسکين دهد." ٣ اما تحفة الحبيب طبع نشد و اميرهم دنباله موضع را رها نکرده امر تحرير
را دا د. « التواريخ
در( ١٢٩٢ ش ١٩١٣ م ) در ٣٧٧ صفحه نشر گرد يد. « سرا ج ا لتوا ريخ » جلد ا ول و د وم
جلد سوم شامل وقا يع جنگ دوم افغا نها و انگليسها و امارت امير عبدالرحمن خان تا سال
١٨٩٦ م ) در ٨٦٣ صفحه درکابل درسال ( ١٢٩٤ ش ١٩١٥ م ) طبع شد. وقا يع پنج سال بعدی را هم )
زنده ياد کاتب نوشته بود که طبع نشد ه بود و بعداً پسرش آنرا به آرشيف ملی سپرد که محفوظ بود.
جلد چها رم سراج التواريخ تا سال هشتم امانی ( ١٣٠٦ ش ١٩٢٧ م) در يک جلد و حدود سه هزا ر
صفحه نوشته شد که در کتابخا نه معا رف موجود بود " ولی اکنون غايب شده". ٤
جلد پنجم در د ورۀ درخشان اما نيه بر اساس فرمان شاهی موظف به نوشتن تا ريخ اين د وره
هم گرد يد و اجا زه در آرشيف ملی، سواد فرمان تا » ٣- داشت در وزا رت خارجه اسناد آرشيف را ملا حضه نمايد
ريخی شانزده ثور ١٢٩٩ شمسی امان الله خان به عنوان ايشيک آقاسی نسبت به ادا مه نگارش تا ريخ وطن تا
عصر امانيه مامور ساخته شده است قسمتی از متن فرما ن چنين است:
".... فضايل همراه ملا فيض محمد کاتب از حضور والای ما کمافی السا بق به تا ريخ نگا ری ما مور
گرديده که تتمه وا قعات سراج التواريخ و وا قعات عصر اما نيه را همواره انشا الله تعالی تاليف و اجرا نما يد... و
ملا فيض محمد خان به درستی شاغل تاليف کتاب مذکور با شد، خاص احوالات ظاهرو علا نيه را به قرار شرح
مندرجه فرمان هذا برای کا تب مذ کورسياهه بدهند، فقرات سری و خفيه که به ذريعۀ اوشان اجرا شده
بيرون نويس کرده ازملا حظات حضوربگذرا نند. در هر کدام اجا زت شد برای کاتب مذ کور بدهند." ٥ که
اين تا ريخ شا مل هشت سا ل و سه ما ه د وره اما نيه هم نوشته شده بود که متا سفانه سرنو شت
هر د و جلد اخير( چها رم و پنجم ) معلوم نيست، چون در دورۀ نا درشا ه و برا درش ها شم خان و همه
خا نوا دۀ شان کمترين نشا نی هم بنام مشروطيت ا ول و د وم و شخص امان الله خان و يا محمود طرزی
بايد محو ميشد. به گمان غالب اين آثارهم در کتاب سوزی سردار محمد نعيم خان وزيرمعارف
١٩٣٨ ١٩٤٦ م) که غرض امحای تمام آ ثار د وره اما نيه صورت گرفت شا مل بوده با شد*. )
" درنا مۀ مورخ ١٣ دلو ١٢٩٨ به امضای محمود طرزی از کاتب تقا ضا شد که به روز پا نزده دلو جهت
مذ ا کره ای بعضی از مسا يل به نظا رت خا رجيه حاضر شود.
درنا مۀ مورخ پانزده قوس ١٢٩٩ به امضای محمد سرور يا ور اعليحضرت امان الله خان از کا ب خوا سته
شده که به گلخانه ارگ حضور يا بد که از او و يکنفر معلم در باب مسأله کنيز استفسار به عمل می آيد." ٦
٤- از اين نامه های مقا م وزارت خارجه دولت شاهی وقت چنين برمی آيد که شاه حتا درامور سياست خا رجی،
امور شرعی و جزايی نيز از دا نش، صدا قت و اهليت کاتب هزاره طالب نظر و مشوره می گرديد.
نا مه يی که تاريخ پانزده جوزای ( ١٣٠٠ ) را دارد درآرشيف ملی موجود ا ست. درين نا مه به موجب هدا يت »
امان الله خان، کا تب موظف سا خته شده که با نظريه ملا عبدا لواسع آخند زا ده کتا ب فقرات شرعيه را تحرير
نموده و تصد يق آخند زا دۀ مذ کور را حاصل بدارد.
درظهرا ين نامه نوشته شده : روز سه شنبه هفت سرطان از کارمند مذ کور فارغ شده به کار سوانح عمری
ايشيک آقاسی صاحب پردا ختم فقط ١٨ سنبله کار تاريخ عمومی و انقلا ب افغا نستان را به اسلوب درست که
خودم حسب الا مر اعليحضرت به او مشوره ميدادم موازی سيزده جزوه تحرير کرده ا ست." ٧
فيضی از فيوضات که به مهدی فرخ سفير سا بق ايران تقد يم شده بود که کاتب آن ياد دا شتها را
مطيقن بود که بداخل کشور قا بل طبع نيست. مهدی فرخ هم در رسا لۀ تا ريخ سياسی افغا نستان طبع
سا ل ١٣١٤ تهران از آن ا ستفا ده نموده ا ست.
تا ريخ حکمای متقد مين برا ی مکا تب متوسطه معارف نوشته شده بود.
نژاد نا مۀ افغا ن اثر ارزشمند ديگری از کاتب را يکی از محققين امريکائی " پرفيسور روبرت ميک
درجمع « نژاد نامۀ افغا ن » از يونورستی نيويا رک " بنا م Prof.Robert Macchesney چا نسی
آثار وی معرفی مينمايد ". ٥
تذ کرة الا نقلا ب چشم ديدهای مورخ از فاجعۀ شوم شورش حبيب الله کلکانی و حلقۀ او ميبا شد ،
که در آرشيف ملی موجود بود.
٥ - با پايا ن دوره درخشا ن امانی، اميرحبيب الله کلکا نی احکامی عنوانی زعمای سرشناس مذهب جعفری
( رح )، يعنی محمد علی جوانشير چند اولی، قاضی شهاب، خليفه محمد حسين، استا د غلا م حسن ( پد ر
استاد سترگ شهيد محمد حسين نهضت) و فيض محمد کا تب، صادر نمود تا به دايزنگی رفته
بيعت هموطنان هزاره را برای وی بيا ورند، و چون قوم شجيع هزاره درد فاع قاطع از سلطنت امان
الله خان برآمدند، و به فرستا ده گان مرکز جواب رد داد ند، حبيب الله به خشم آمد و امرلت و کوب آنها
را داد ، فرهنگ ستيزان شداد آ ند وره ، کا تب مورخ را وحشيانه ضرب زدند که بشدت مريض
شده و در اثر آن جام شهادت نوشيد و صفحۀ سيا ه و ننگين د يگری بد وران نه ماهه علمداران جهل،
وحشت ، چپا ول و دهشت حاميان و محرکين شان ا فزود گشت.
کا تب " در حالی که درحد ود پنج هزار صفحه چاپی و نا چاپ را در تا ريخ مملکت نوشته و
در جنبش مشروطيت و پيشه نو يسند گی زحمتها د يده ، به مشقت لت و کوب وحشيانه ، جان به جان
آ فرين سپرده بود ". ٦
( چها رشنبه دوم ميزان ١٣٠٨ ش ٢٤ سپتمبر ١٩٢٩ م )
زما نه کج روشا ن را به بر کشد بيد ل
هر که را ست بود خا ر چشم ا فلا ک ا ست
« بيد ل »
[ شخصيت بلند مرتبۀ کاتب از نظر ادبی با هيچ يک از همکاران هم عصرش قابل مقا يسه
نيست ].
" ا گرما سرمقا له های محمود طرزی را در سراج الاخبار با سراج ا لتوا ريخ مقا يسه کنيم می بينيم
که نثر فا رسی سراج التوا ريخ خيلی خيلی پخته تر از سراج الا خبا ر است". ٧
٦- "آاتب در واقع آسى است آه شرا يط و اوضاع زمان خود را به طور مشرح بيان ميكند
و تنها به شرح زند گى امير و خوانين دور و برش اآتفا نيمكند و براى همين منظور
مورد انتقاد مردمان صاحب نفوذ قرار ميگيرد و به رعونت ( بيهوده گوئی، يا وه سرا
ئی) متهم ميگردد. اما او شايد آگاه از اين امر بود آه روزگا رى بعد مستشرقين و
مورخين طراز اول او را به عنوان موخذ صاحب اعتبار خواهند گزيد. مردمان صاحب
صلا حيتى چون غلام محمد غبار، لودويگ آدمك و باز لويى دوپرى بارها از اين موخذ
سود جسته اند.
آا تب جا دۀ يك طرفۀ تأ ريخ نگارى را د و طرفه ساخت، به اين شرح آه در
گذشته مورخ آشور ما بيشتر به مورخين غربى رجوع ميبرده اما اگريكى از اين
مورخين براى دريافت اوضاع و احوال زمان عبدا لرحمن خان و حبيب ا له خان
ازحضور با صولت آاتب اغفال آند، آارش مكمل نخواهد بود. همينطور هيچ آار مورخ
غربى مكمل نيست آه اگر در نگارش تأريخ نزديك، سهم آاتب را نا ديده بنگرد."
بشير سخا ورز
قلمزنی پرکار و پژوهنده کثير التآليف بود که کوهی ازنبشته هايش گواه برآن است. او
تا ريخ را با خردورزی هوشيا رانه، نه با غرض ورزی محيلا نه نوشت و تيزهوشی مد برا نه
و باريکبينی
٧- اعجاب انگيزوی درلابلای آثاربرجای مانده اشازسراج التواريخ و تحفته الحبيب تا تذ
کره الا نقلاب وامانالا نشاۀ و نژاد نامه افغان و فيضی ازفيوضات و ديگر آ ثار پد يدار
است.
کاتب را به حق بيهقی روزگارش خوانده اند که با زگويی حقيقت را در تاريخ، پيشه خويش
ساخته بود و آزادگی را منش خويش و گويا پيمان بسته بود که خامه اشرا هرگز با دورغ
و گزا فه ومسغ وا قعيت نيالا يد.
لطيف نا ظمی
او تنها قهرمان قد رتمند کار و ابتکار نيست بلکه تسلط ذهنی او برسياست و جريا ن
های سياسی در افغانستان و اطراف و نوايی آن اهميت نبشته ها و تا ليفات او را دو برا
بر بالا ساخته است، و چنا نکه شايسته يک مورخ با احا طه و سيطره است، وقا يع
را با چنان مو شکافی بصورت جامع ثبت و تحليل کرده است که هر خوا ننده د قيق النظر
را به شگفت اند ر ميسا زد.
فيض محمد کاتب با ذکا وت، قوت طبع و نيروی خامه خويش نکات با ريک و پر
اهميت را که ثبت آنها در سر نوشت سياسی و ملی تا ثيربسزا دا شته است، با مهارت و
عبارت آرايی خاص درج کرده است و گويا با اين شيوه خود همان رسالتی را که يک مورخ
بعهده دارد ايفا کرده
٨- است. و اين کارعمده يقيناً از عهده و توان اقران او بر آورده نبوده است. ملا فيض محمد
وا ضح می سازد که مورخ هيچگاه از درج حقايق سر باز نمی زند، و بکاری که در تا ريخ
نويسی اسباب وا ژگونی حقيقت را فراهم سا زد، دست نمی يا زد.
شاه علی اکبر شهرستانی
ملا فيض محمد کاتب هزاره از نوابغ و نوا در روزگار بود. او درزمان و مکان نا
سزا وار چشم به جهان گشود. ا نگار پديده ای شا ز و استثنا يی بود که در شوره زار
پرتا ب شده بود. ا ز همين سبب جان بيدارش را دو رنج جانکاه می آزارد يکی مزروع کردن
شوره زار و ديگری دلبستگی به وطن ما لوفش که او را در نمی يا فت و قدرش را چنان که
بايد نمی شناخت. بنا بر آن در وطن خودش احساس غربت ميکرد و درد تبعيد را تا مغز
استخوانش حس می کرد.
با قلم و خامۀ بی نظيرش، امرای وقت، خود را ثبت تا ريخ کردند در حا ليکه او را به
عنوا ن شهروند در جه آخر، در آخر صف نگه ميدا شتند و خا رج از مدار تاريخ
تصور می نمود ند. د ا
کتر ا کرم عثما ن
می پندارم که چند ويژگی در کار کرد قلمی کاتب مانند کار کرد های هر نويسنده و متفکر و انسا ن
متبا رز ديگری برا زند گی دارد. کار کرد قلم مورخی که در زير سا يه استبدا د می نوشت، آن همچنان
٩- استبدادی که شخص امير خود کامه خط به خط اثر او را ملا حظه ميکرد ؛ و در کار زحمت و
نوشت،هنرمندا نه، درنده خويی ها و بيداد گری ها را تصو ير ميکرد ؛ و با قرار دا شتن درمحد
ودهً امکانات و ا سنا دی که فرا وا ن نبوده است ، د قت نظر و اما نت د اری را رعا يت کرد ،
باری بد ون ترد يد، شکوه و نا م آ وری، جلوه های تابنده و د يرپای می يابد. سبک روان و سليس نگا
رش ، بهره گيری از مطا لعا ت و ذخا ير اد بی و لفظی چا شنی دل انگيز تر به کار کرد قلمی او می
بخشد. وقتی چنين انسانی ، مکونات و گفته نشده های عرصه قلم را به قدم های خجستهً استبداد
ستيزان آزاد يخواه ، پيوند دا د و در وا قع سرعزيز را ، هردم آ ما دهً فدا ی شريفترين آرزو ها در
کف نهاد بعد نام آ وری و تحسين شخصيت اش در تاريخ برا ی آنانی که درپی دريا فت چنان ارزش ها
هستند مسلم ا ست که فزونی می يا بد .
نصير مهرين
در روزگا رآشفته و آشوبزده کنوني که هزار بار تيره تر از " روزگار دوزخي آقاي اياز" است، و
کژنويسان سا نسور پرست در روشني روز برروي تاريخ شمشير کشيده اند، آيا نياز فيض محمد وار نوشتن
نيزهزار بار بيشتر از پيش نگرد يده ا ست؟
آ يا اين روان سرگردان کاتب نيست که بر من و همانندا نم نهيب ميزند: گزارشهاي رنگين رسا نه
هاي رسوا که بسيا ري ا ز آ نها ننگين تر از د يدن ماه نو با چا کران د ر نيمه شب و با ر با ر کره
آ وردن ماديان سرخ يال تا سحراند ؛ هرگزننوشته نمانده اند. از رو يدا د ها يي بنويسيد که نميخواهند
نوشته شوند... بد ون شک، جاي پيکرۀ فيض محمد در ميا ن تند يسه هاي فرا نتس فانونامه
سزر،
خالي خواهد بود .. ** (Madame Tussau) ١٠ - پا تريس لوممبا و جميله بوپاشا در موزيم
صبور الله سياه سنگ
کاتب داسی يو علمی شخصيت دی چی نشو کولا ی دی د افغا نستان په اريکي يوه قوم يا يوه
سيمه او منطقه پوری مربوط وينو بلکه دی په تولو افغانانو پوری او په گرد افغا نستا ن پو ری اره
لری.***
ا نجمن ا فغا نها ی ا ستريا
وظيفۀ ملا فيض محمد کاتب هزاره نوشتن وا قعيت های تاريخی است. اين که می گويم
واقعيت های تاريخی به اين دليل است که منصب و موقعيت او ايجاب می کرد که
وارونگی های تاريخی يا تاريخ های وارونه را در خدمت سلطان مستبد و سنگين چشم و
زهرافشان دلی چون اميرعبد الرحمن خان بنويسد اما او هيچگاه رسالت عظيم قلم و
مسؤوليت بزرگ وجدانی خود را در برابر عصر ها و نسل های آينده به موقعيت و منصب خود نفر
وخت. ملتی که تاريخ وا قعی خود را گم کند به سوی آيندۀ تا ريک حرکت می کند ازهمين رو
کاتب نام کتابش را سراج گذا شت تا بفهماند که اين است چرا غ خا نه تا ريک تاريختا ن. شما اين
چرا غ را بگيريد د رسياه خا نه تا ريخ به ديد ن عقرب ها ما رها مو رها بيا ئيد بنا بر اين
١١ - يکی از اهميتهای ويژه کاتب در وا قعه نگاری تاريخ است که علی رغم سعی و تلاش
وارونه خواهان و بد سگالان به همت کاتب مکتوب شده ا ست " ٨
د ر جها ن ما د رهمۀ کشو رها از زند گا ن و هم رفته گان شان با قدر و عزت ياد مينما يند ، که
ملت افغان هم هميشه زنده ياد فيض محمد کاتب رابا يد جا ود انه سا زند و دولت داران و مسؤولين
فرهنگی بايد در زنده نگهدا شتن نا م او جا ده ها مکاتب و فا کولته ها يرا با اسمش زينت بخشند.
**************
مآ خذ
١ پيا م به مناسبت هفتا و پنجمين سال تولد ملا فيض محمد کاتب هزا ره درکنفرا نس لندن، لطيف ناظمی.
٢ يادنامۀ شهيد عبدا لخا لق، نويسنده : مرکز فرهنگی نويسندگان افغا نستا ن، ص ٧٨ چا پ ٤ جدی ١٣٧٢
٣ ص ٢٨١ ( جنبش مشروطه خواهی درافغا نستان ) پوه ند سيد سعد الدين هاشمی جلد اول طبع سال
٢٠٠١ سويدن و ص ٧٣ ( جنبش مشروطيت در افغا نستان ) پو هاند عبد الحی حبيبی .
٤ ص ٢٨٢ استاد هاشمی و ٧٥ استا د حبيبی.
. ٥ حسين نايل، ياد نامۀ کاتب، مجموعۀ مقالات، ناشر وزارت امور اقوام و قبايل ١٣٦٥ ص ٤٠ و ٤١
٦ يادنامۀ کاتب ص ٢٣ و ٢٤
٧ ا نجنير سخی ارزگا نی مقا لۀ تهمت به ملا فيض محمد کاتب سايت انترنتی ملا فيض محمد کا تب.
٨ ص ٢٨٤ ا ستا د ها شمی.
٩ ص ٧٧ ا ستاد حبيبی.
١٠ ص ٣٥ آ ريا نا شما ره ا ول سا ل هشتم کنفرانس استا د وا صف با ختری.
. ١١ محمد عوض نبی زا ده سا يت آريا ئی و مشعل سپتمبر ٢٠٠٧
* سردار محمد نعيم خان ( برا در دا ود خان ) در د و رۀ که زما م امور وزا رت معارف کشور را
عهده دا ر بود تا ريخ ميساخت که مرحوم کهزاد هم جبراًٌ در مجلس حضور دا شتند و به بها نه حذف
نا م امان الله خان همه چيزا ز نو نوشته ميشد و هر آنچه سابقه بود بايد محو می گرد يد که د ر حو
يلی گلستا ن سرای ( وزارت معارف آ نوقت) جوا ر مقبرۀ فعلی عبدالرحمن خان به جوالهای کتا ب
را آتش زده بود ند....
** موزيم تند يسهای شخصيت های برجستۀ علمی سيا سی، ا جتماعی ، هنری و... جهان
د ر شهر های لندن، نيويا رک، لا س ويگا س، ا مستردا م ، هونگ گا نگ شا نگای چين وجود دا رد.
*** نقل قولها ی محترمين بشيرسخا ورز لطيف نا ظمی شا ه علی ا کبر شهرستا نی د کتور
ا کرم عثما ن نصير مهرين صبور الله سيا ه سنگ وا نجمن ا فغا نهای استريا برگرفته شد ه
به ياد بود از جا ويد نام « ا نجمن فرهنگو هنر افغا نستا ن » ازسايت آ ريا ئی از مقا لا ت درکنفرا نس
فيض محمد کاتب در لندن ٢٤ سپتمبر ٢٠٠٦ ميبا شد.
نوت: همه تا کيد روی جملا ت ازين قلم ا ست
برگرفته از: افغان-جرمن آنلاین


